مرتضى راوندى

110

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سريشم ماهى ، روغن كرچك ، چرم اسب ، عسل ، گردو ، مرغ شاهين ، شمشير ، نيزه ، گوسفند ، قاليچه ، انگور ، كشمش ، بادام و پارچه‌هاى پشمى ، روانداز ، قفل ، گاوآهن ، پنير ، ماهى ، و قايق صادر مىشد . از سمرقند ، منسوجات سيمگون ، ادوات نقره‌اى ، ديگهاى مسى ، اقسام روسرى ، ركاب ، دهنه ، كمربند ، و افزارهاى مختلف و البسهء پشمى صادر مىشد . از بناكث منسوجات تركمنستانى ؛ از چاچ ، زينهاى بلند از چرم اسب ، روسرى ، دستمال و چرم ( كه تركها مىآوردند و آنجا دباغى مىشد ) ، عبا ، سجاده ، گندم ، سوزن ، كمانهاى بسيار اعلا ، قيچى ، و پارچه‌هاى خوب و منسوجات قرمز رنگ ، پنبه ؛ از سمرقند ، پارچه ابريشمى ؛ و از منطقهء فرغانه و اسفيجاب ، غلامان ترك ، پارچه‌هاى سفيد و وسايل جنگى و مس و آهن ؛ و از طراز پشم بز و از تركستان اسب و قاطر ؛ از ختلان ، اسب و قاطر صادر مىشده است . ضمنا در اين دوره ، گوشت ، و خربزهء بخارا شهرت داشته است و كمانهاى خوارزم و ظروف چاچ و كاغذ سمرقند مورد توجه مشتريان بوده است . « 1 » در اين عصر ، تجارت ماوراء النهر ، با شرق و غرب توسعهء فراوان يافت ؛ مخصوصا روابط بازرگانى با آسياى نزديك رونق گرفت . در نوع كالاهاى تجارى ماوراء النهر ، تغييراتى پيدا شد به اين معنى كه اگر در آغاز دورهء خلافت بنى عباس ، كالاهايى كه به ماوراء النهر مىآمد عبارت بود از اشياء تجملى ، پارچه‌هاى گرانقيمت ، ظروف برنزى و نقره ، شيشه و سنگهاى قيمتى و اسلحه‌هاى گرانبها و از اين قبيل ، در دورهء سامانيان ، بر خلاف ، كالاهايى ديده مىشود كه مورد احتياج عمومى است . راه كاروانرو بين خاور نزديك و چين از ماوراء النهر مىگذشت ، و اين راه از سواحل كشورهاى كنار درياى مديترانه شروع مىشد و از بغداد و همدان و نيشابور ، مرو ، و آمل مىگذشت و به بخارا مىآمد و از آنجا از سمرقند و چاچ و طراز و ساحل جنوبى عيسى كلا ، عبور كرده به مغولستان چين مىرسيد . مهمترين كالايى كه از چين مىآمد ، « ابريشم » بود . تجارت ماوراء النهر و خراسان با كشور پادشاهى بلغارستان رونق داشت . مورخ عرب ، ابن فضلان ، كه در سال 920 ميلادى ، بعنوان منشى سفارت خليفه مقتدر ( 932 - 908 م ) به كشور پادشاهى بلغار قسمت ولگا فرستاده شده بود ، بطور مفصل ، راه تجارى را كه به آسياى ميانه و اروپاى جنوب شرقى مربوط مىشد ، شرح داده است . قبلا راه تجارى از بغداد و ايران به پادشاهى بلغار ، از راه قفقاز و خزر عبور مىكرد ، اما در اوايل قرن دهم ، يعنى در زمان خلافت مقتدر ، روابط خليفه با پادشاه خزر تيره شد و راههاى تجارى از ماوراء النهر عبور مىكرد . ابن فضلان ، سپس ، مىنويسد كه راههاى تجارى از بخارا تا جيحون و آمودريا كشيده شده و از آنجا با عبور از آب ، به ناحيهء خيوه مىرفتند ، كه مركز خوارزم جنوبى بود ، سپس به ناحيهء اورگنج و از آنجا از راه زمدجان و غيره به كشور پادشاهى بلغار مىرسيدند . به اين ترتيب ، راه تجارى از ناحيهء خوارزم مىگذشت ، و در ساحل چپ ولگا امتداد مىيافت . در بين راه ، كاروانسراهايى براى استراحت شبانه پيش‌بينى شده بود كه در آنجا بازرگانان استراحت مىكردند . از سكه‌هايى كه در نواحى روسيه تا ساحل درياى بالتيك ، ضمن

--> ( 1 ) . ر ك : و . و . بار تولد ، تركستان‌نامه . ترجمهء كريم كشاورز ، جلد اول ، ص 506 - 504